آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - مجموعه رسائل حكيم ملاعلى نورى - ناجى اصفهانى حامد
مجموعه رسائل حكيم ملاعلى نورى
ناجى اصفهانى حامد
يكى از بزرگترين شارحان حكمت متعاليه حكيم ملاعلى نورى است. وى حكمت و عرفان را از حكيم آقا محمد بيدآبادى (١١٩٢ق) فراگرفت و خود در طول پنجاه سال با همتى والا و تتبّعى ژرف به تدريس فلسفه و عرفان همت گماشت. او در احياى فلسفه و بخصوص حكمت صدرايى سهمى بسزا دارد و از ميان معاصران او، كسى به اهميت وى در اين زمينه سراغ نمى توان گرفت.
هدف از ارائه اين مجموعه معرفى آثار حكيم نورى و تحقيق در باب رسائل مستقل وى است، كه بيشتر به صورت تعليقه و حاشيه بوده اند. اين پژوهش تمام رسائل مستقل عربى و فارسى حكيم ملا على نورى را دربر دارد. اين رسايل عبارتند از:
١ـ حجة الاسلام ملقب به برهان الملة (فارسى)
اين اثر در ردّ فصل سوم از كتاب (ميزان الحق) هانرى مارتين مسيحى است كه وى آن را در خدشه بر اساس اسلام نگاشته است. نام آوران بسيارى به وى پاسخ داده و كتاب او را نقد كرده اند كه از ميان آنها (مفتاح النبوة) محمدرضا همدانى و (سيف الامه) ملا احمد نراقى از اهميت بسزايى برخوردارند. فصل سوم اين كتاب در بيان و نقد اعجاز قرآن است كه حكيم ملا على نورى متكفّل جواب آن گرديده است.
٢ـ رساله امامت (فارسى)
اين رساله گفتارى است كوتاه در تحليل مسأله امامت از ديدگاه كلام و عرفان. نسخ اين رساله بسيار كمياب است.
٣ـ اجوبة المسائل (فارسى)
اين رساله پاسخى است به بيش از سى پرسش در زمينه معارف اسلامى و بخصوص تحليل مسائل كلامى چون علم امام، تجرد روح و غيره بيشتر اين پرسشها توسط اصوليِ بزرگ ميرزاى قمى طرح گرديده است.
٤ـ شرح مثنوى معنوى (فارسى)
اثر فوق شرح منظوم ٢٥ بيت از مثنوى مولوى است كه حكيم ملا على نورى هر بيت را با پنج بيت شرح نموده و به استقبال آن رفته است.
٥ـ الرقيمة النورية فى قاعدة البسيط الحقيقة (عربى)
اين رساله يكى از آثار كم نظير وى در تشريح قاعده فوق الذكر است. مؤلف در اين رساله با ديدگاه ژرفكاو خود به تحليل مبانى و طرح اين قاعده پرداخته است. اين اثر در دو مرحله تكميل گشته كه در اين مجموعه تحرير دوّم آن، ارائه خواهد گرديد.
٦ـ شرح حديث زينب عطاره (عربى)
اين اثر يكى از مفصلترين نگاشته هاى وى است كه در شرح حديث زينب عطاره در بيان معرفت عوالم غيرمادى به رشته تحرير درآمده، و از اين رو حاوى مسائل دقيق عرفانى و شرح احاديث مأثوره است.
٧ـ شرح حديث نوانيت (عربى)
اين رساله در تحليل و شرح حديث فرق است كه در جوامع خاصّ روايى چون (مشارق انوار اليقين) برسى آمده است. رساله مذكور بيانگر مسأله امامت و سرّ ولايت است.
٨ـ شرح حديث (هل رأيت رجلاً فى الدنيا…) (عربى)
اين اثر به بررسى حديث مفصل فِرَق پرداخته كه در پاره اى از متون روايى آمده است.
٩ـ السراج المنير فى الكشف عن وحدانية الكبرى (عربى)
رساله اى مفصل در تفسير سوره توحيد، و نگرشى عرفانى ـ عقلى بدان است.
مجموعه اين رسائل كه تكمله اى بس شايسته براى اتمام (منتخبات آثار حكماى الهى ايران) از استاد سيد جلال الدين آشتيانى خواهد بود، چندى ديگر در دسترس اهل معرفت قرار خواهد گرفت.
***
كشف الأسرار عن غوامض الأفكار
افضل الدين محمد بن ناماور بن عبدالملك الخونجى
تحقيق: حسن ابراهيمى
(كشف الأسرار عن غرامض الأفكار) از جمله آثار مهم و ارجمند منطقى است كه تاكنون چاپ نشده و همچنان غبار فراموشى را برچهره دارد. كشف الأسرار را يكى از سرآمدان، حكيمان، منطقيان و پزشكان تدوين كرده كه جايگاه والايى در سير تطوّر منطق در حوزه فرهنگ اسلامى دارد. مؤلف آن افضل الدين محمد بن ناماور بن عبدالملك الخونجى، مكنى به ابوعبدالله است. وى از حكماى قرن هفتم هجرى است كه در جمادى الأولى سال ٥٩٠هـ ق به دنيا آمد١، و در سال ٦٤٦هـ ق در قاهره درگذشت٢. تحصيلاتش را در ايران به انجام رسانيده است٣ و از جمله كسانى بود كه درپى حمله مغول، ترك وطن گفت و راهيِ ديار مصر گرديد. تاريخ دقيق ورود او به مصر معلوم نيست، امّا قدر مسلم از سال ٦٣٢ تا پايان عمرش سال ٦٤٦ در مصر بوده است؛ چراكه ابن ابى أصيبعه مى گويد در سال ٦٣٢هـ ق قسمتى از كليات قانون ابن سينا را نزد او در مصر خوانده است.٤
بسيارى از شرح حال نگاران منزلت علمى و مرتبت دانش و پژوهش وى را ستوده اند:
ابن كثير گويد: (الحكيم المنطقى البارع فى ذلك جيد السيرة فى احكامه.)٥
و ابن ابى أصيبعة نوشته است: (هو الامام العالم، الصدر الكامل، سيد العلماء و الحكماء، أوحد زمانه، و علامة أوانه.)٦
و ابن خلدون از آثار وى چنين ياد كرده است: (و على كتبه معتمد المشارقة لهذا العهد.)٧
خونجى علاوه بر كشف الأسرار، آثار گرانبهاى ديگرى در منطق و طب از خود به جاى گذاشته است. آنچه در منطق نگاشته است به قرار زير است:
١ـ الجمل فى مختصر نهاية الأمل فى المنطق.٨
٢ـ الموجز فى المنطق.٩
٣ـ مختصر الجمل.١٠
خونجى در موارد متعددى در كشف الأسرار خود ادعا كرده است كه كتاب ديگرى در شرطيات نگاشته است، ليكن هيچ يك از منابع شرح حال نگار،، يادى از اين اثر نكرده اند.
در ميان آثار منطقى خونجى، كشف الأسرار از اهميت بيشترى برخوردار است. ابن خلدون در العبر درباره آن گويد: كتاب طويلى است در منطق، و طاش كبرى زاده در مفتاح السعادة آن را جزء كتابهاى بزرگ منطقى مى آورد.
اين كتاب در دوبخشِ منطق تصورات و منطق تصديقات تنظيم يافته و مشتمل بر ده فصل است:
فصل اول در مقدمات بحثِ تعريفات.
فصل دوم در تعريفات.
فصل سوم تا هفتم در خصوص قضايا كه مقدمه مبحث استدلال است.
فصل هشتم درقياس.
فصل نهم در مختلطات.
فصل دهم در قياسات شرطيه.
شيخ در منطق اشارات و نجات و به تبع او فخر رازى و افضل الدين خونجى دست به تغييراتى در منطق ارسطويى زده اند. از جمله اينكه بحث از مقولات را حذف كرده اند. تغييرات ديگرى صورت گرفته كه ابن خلدون در شرح آنها مى گويد: (آنگاه متأخران پديد آمده اند و اصطلاح منطق را تغيير دادند و به بحث كليات خمس، ثمره آن را ملحق كردند كه عبارت از بحث درباره حدود و رسوم است و اين مسائل را از كتاب برهان بدين كتاب نقل دادند و كتاب مقولات را حذف كردند، زيرا نظر منطقى درباره آنها عرضى است نه ذاتى، و به كتاب عبارت بحث درباره عكس را ملحق كردند. سپس درباره قياس از حيث انتاج آن براى مطالب بطور عموم به بحث پرداختند نه بر حسب ماده آن، بلكه بحث درباره ماده آن را كه عبارت از كتب پنجگانه برهان، جدل، خطابه، شعر و سفسطه بود، حذف كردند. ممكن است گاهى بعضى از آنها قسمت اندكى از اين مباحث پنجگانه را مورد توجه قرار دهند ولى بطور كلى چنان اين مباحث ياد كرده را از ياد برده اند كه گويى وجود نداشته است.) سپس ابن خلدون مى افزايد: (نخستين كسى كه بدين روشها رفتار كرد [يعنى تغييرات مذكور را در منطق ارسطويى و نُه بخشى بوجود آورد] امام فخرالدين رازى بود و پس از او افضل الدين خونجى از روش وى پيروى كرد.)١١
البته همانطور كه دكتر ملكشاهى يادآورى كرده اند: تقسيم منطق به دو بخش عمده، منطق تعريفات و منطق حجت، توسط شيخ در اشارات و نجات عملى گرديده است و در واقع امام فخر و خونجى در اين خصوص پيرو او بوده اند.١٢
خونجى در عين تأثير پذيرفتن از شيخ و امام فخر رازى نظرات خاص و نوآوريهايى در منطق دارد كه اين مقال جاى گفتگو از آن نيست. كشف الأسرار بويژه بر ارموى و كاتبى قزوينى تأثير بسزايى داشته است، تا آنجا كه هركدام از آنها شرحى بر كشف الأسرار نگاشته اند. كتاب شريفِ (بيان الحق بضمان الصدق) اُرموى در واقع شرح وتقرير كشف الاسرار است، اگرچه ارموى خود به اين مطلب در بيان الحق تصريح ننموده است، امّا با تأمل اندكى در بيان الحق وى و مقايسه آن با كشف الاسرار اين نكته بخوبى روشن مى گردد.
حاجى خليفه به شرح كاتبيِ قزوينى اشاره كرده است١٣. گويا علاّمه حلّى شرح كاتبى را در نزد او خوانده است؛ اين مطلب را مى توان از (الخلاصة) علاّمه دريافت. در كتاب يادشده در ضمن اجازه معروفه بنى زهره، درباره كاتبى نوشته اند: (كان من فضلاء العصر، واعلمهم بالمنطق، وله تصانيف كثيرة، قرأت عليه شرح الكشف الاّ ما شذّ…)١٤.
تصحيح و تحقيق (كشف الأسرار عن غوامض الأفكار) خونجى براساس سه نسخه موجود از آن در حال انجام است، كه عبارتند از:
١. نسخه اسكوريال اسپانيا، كتابت اسماعيل بن ابراهيم بن طاسى بن يعقوب در چاشت روز پنجشنبه ١٦رجب٦٥٩، در ١٢٥برگ ٢٥سطرى. با توجه به اينكه استنساخ اين نسخه، سيزده سال پس از فوت مؤلف بوده ، از اهميت بسزائى برخوردار است.
٢. نسخه ديگر نسخ سده هشتم و نهم است و آغاز و انجام ندارد. اين نسخه در ١١٩برگ ٢٣سطرى است.
٣. نسخه دار الكتب المصريه، كه در ضمن مجموعه اى است مشتمل بر چهار كتابِ منطقى. اين نسخه به خط محمود بن فقيه محمد بن شرفشاه از شاگردان كاتبى قزوينى است و كتابت آن به سال٦٧٩هـ بوده است. اين نسخه نسبت به دو نسخه ديگر از سلامت بيشترى برخوردار است.
هرسه نسخه، در مجموعه نسخ عكسى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران مندرجند. اينجا لازم مى دانم از مسؤولان آن كتابخانه گرانقدر، كه مساعدت نموده و اجازه عكسبردارى از هر سه نسخه را به بنده دادند، تشكر كنم. بحمدالله تاكنون در حدود يك سوم كار انجام گرفته است و تصحيح و تحقيق مابقى آن به يارى خداوند منان و مساعدت يكى از دوستان صورت عمل خواهد پذيرفت.
پاورقى:
١ـ درخصوص محل تولد او احتمالات متعددى داده اند، برخى او را اهل خونج، از توابع آذربايجان (ميان مراغه و زنجان) دانسته اند (درخصوص خونج ر.ك: شهاب الدين ابى عبدالله ياقوت الحموى، معجم البلدان، دار صادر لطّباعة و النّشر، دار بيروت للطباعة و النشر، بيروت ١٣٥٧هـ ق، ص٤٠٧) و عده اى ديگر او را به خنج لار منسوب داشته اند. (ر.ك: احمد اقتدارى: (لارستان كهن، تحقيقى درباره لارستان قديم) تهران آذرماه ١٣٣٤ ص١٥٨ ـ ١٥٦.) و عبدالله جيورى در تحقيق طبقات الشافعيه، جمال الدين عبدالرحيم الاسنوى، خونجى را منسوب به خونجان از قراى اصفهان دانسته است (رك جمال الدين عبدالرحيم الأسنوى، طبقات الشافعية، تحقيق عبدالله الجبورى، بغداد ١٣٩٠، چاپ اول، ص٥٠٢.)
٢ـ ر. ك: تاج الدين ابى نصر عبدالوهاب السبكى، طبقات الشافعية الكبرى، تحقيق عبدالفتاح محمد الحلو و محمود محمد الطّناجى، چاپ اول، جزء هشتم، ص١٠٥. ـ جلال الدين سيوطى، حسن المحاضرة فى أخبار مصر و القاهرة، ص١٣١. ـ صلاح الدين بن ايبك الصّفوى، الوافى بالوفيات، تحت نظر س. دسدرينغ، چاپ دوم، بيروت ١٤٠١، جزء پنجم، ص١٠٨. ـ طاش كبرى زاده، مفتاح السّعادة و مصباح السّيادة فى موضوعات العلوم، چاپ اول، حيدرآباد دكن، هند ج١ ص٢٤٦. ـ جمال الدين عبدالرحيم الأسنوى، طبقات الشافعيه، جزء اول، ص٥٠٢. ـ ابن كثير، البداية و النّهاية، تحقيق احمد ابو ملحم و جمعى ديگر، دارالكتب العلمية، بيروت لبنان، مجلد سوم، جزء سيزدهم، ص١٨٧. ـ ابن ابى اصيبعة، عيون الأنباء فى طبقات الأطباء، شرح و تحقيق نزاررضا، منشورات دارالمكتبة الحياة، بيروت ١٩٦٥م، ص٥٨٦.
٣ـ ابى الفلاّح عبدالحيّ بن العماد الحنبلى، شذرات الذّهب فى أخبار من ذهب، بيروت، لبنان، مجلد سوم، جزء پنجم، ص٢٣٦.
٤ـ ابن ابى اصيبعة، همان كتاب، ص٥٨٥. ٥
ـ ابن كثير: همان، جزء سيزدهم ص١٨٧.
٦ـ ابن ابى اصيبعة، همان، ص٥٨٦.
٧ـ ابن خـلدون، كتاب العبر و ديـوان المبتدأ و الخـير فى أيام العرب و العجم و البرير، منشورات دارالكتاب اللبنانى للطاعة و النّشر، ١٩٥٦، مجلد اول، قسم پنجم، ص٨٨٥.
٨ـ حاجى خليفه، كشف الظنون، ج١، ستون٦٠٢.
٩ـ مأخذ پيشين، ج٢، ستون١٩٠١.
١٠ـ ابن خلدون، العبر، ج٥، ص٨٨٦.
١١ـ مأخذ پيشين، ج٥، ص٨٨٥.
١٢ـ حسن ملكشاهى: (ترجمه و شرح اشارات و تنبيهاتِ ابن سينا، جلد دوم، بخش منطق، ص١٤.
١٣ـ حاجى خليفه، كشف الظنون، ج٢، ستون١٤٨٦.
١٤ـ محمد تقى مدرس رضوى، احوال و آثار نصيرالدين، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، ١٣٥٤، ص٢٢٦. *